پیشگفتار
فرض کن با کسی بحث میکنی و او موفق میشود بنیانهای نظام باورهایت را نابود کند. باورهایی را که تمام زندگی و شخصیتت را بر آنها بنا کردهای از دست میدهی. چرا در چنین موقعیتی اینقدر درمانده میشوی؟ خب، چون این وضعیت دقیقاً شبیه وقتی است که کسی به تو خیانت میکند. دیگر نمیتوانی به خودت اعتماد کنی. چطور اینقدر بد اشتباه کردی؟ نکند باورهای دیگرت هم غلط باشند؟
در چنین موقعیتی، وضعی که در آن قرار میگیری کاملاً منطقی است. وقتی بعضی از بنیانهای یک نظام را زیر سؤال میبری، طبیعی است که همزمان خیلی چیزهای دیگر را هم زیر سؤال ببری. باید بنیانهای دیگر را هم با این نگرش تازه بررسی کنی تا ایرادهای پنهانشان را پیدا کنی.
بعضی صنایع، مخصوصاً صنعت فناوری، با ورود هوش مصنوعی مولد دستخوش بازنگری گستردهای شدهاند. گردشکارها (workflows) بهشدت در حال تغییرند. مهندس نرمافزار بودن دیگر تقریباً شبیه چیزی نیست که حتی یک سال پیش بود. این وضعیت طبیعتاً سردردهای زیادی ایجاد میکند که بیشترشان به فلسفه برای مدیریتشدن نیاز دارند. فلسفه شیوهٔ فکرکردن دربارهٔ جهان است؛ چیزی نیست که بتوانی انتخاب کنی به آن مجهز شوی. دربارهٔ هوش مصنوعی و این گردشکارِ تازه، چیزهای زیادی هست که نمیدانیم. خودِ ابزار غیرقطعی است و همه دارند با آن آزمایش میکنند. برای فهمیدن فایدهٔ واقعی هوش مصنوعی به سالها، شاید حتی دههها، زمان نیاز داریم. اما نمیتوانیم آنقدر صبر کنیم و با انتظارهای کاذب آینده و اعتبارمان را به خطر بیندازیم. باید حدس بزنیم.
این همان کاری است که این کتاب میخواهد انجام دهد. میتوانی آن را مقالهای بسیار طولانی در نظر بگیری؛ مجموعهای از فکرها و باورهای مختلف که در یک جا جمع شدهاند و داستانی منسجم آنها را به هم وصل میکند. اول این کتاب را نوشتم چون بهشدت درمانده و فرسوده بودم. لازم داشتم فکرهایم را بیرون بریزم و بفهمم کجا ایستادهام. آنقدر فکر منسجم داشتم که آنها را در قالب یک کتاب بیاورم و این کتاب آزمونِ انسجامشان بود. خوشحالم که از آن سربلند بیرون آمدم. این اولین کتاب من است و امیدوارم همانقدر که خودم از نوشتنش لذت بردم، تو هم از خواندنش لذت ببری.
اما اگر خوشت نیامد، با کمال میل به نظرهایت گوش میدهم! دوست دارم بدانم دربارهٔ این کتاب چه فکر میکنی، چه تجربههایی داشتهای و بهنظرت کجا کم گذاشتهام. من هم مثل هرکس دیگری مشتاقم این دورهٔ تازه را بفهمم، حتی با اینکه یک کتاب کامل دربارهاش نوشتهام. میتوانی از طریق ایمیلم با من تماس بگیری:
قالبهای دیگر
نسخهٔ وبسایت، genai-book.kyrovert.com، یکی از راههای خواندن کتاب است، اما میتوانی کتاب را در دو قالب دیگر هم دانلود و مطالعه کنی:
- PDF: اینجا کلیک کن
- Markdown: اینجا کلیک کن
این کتاب برای چه کسانی است؟
با اینکه عنوان کتاب طوری بهنظر میرسد که انگار فقط برای برنامهنویسهاست، واقعاً اینطور نیست. تمام تلاشم را کردم که از اصطلاحات فنی استفاده نکنم و کتاب را کاملاً بر پایهٔ منطق پیش ببرم. اینطوری آدمهای حوزههای دیگر هم میتوانند موضوع را به تخصص خودشان ربط بدهند. همینطور کمکم میکند روشنتر و منطقیتر بنویسم، بیآنکه اینطرف و آنطرف مثالهایی وسط بکشم و خیال کنم استدلال درستی ساختهام.
برنامهنویسی شاید مکانیکیترین حوزهای باشد که بتوانی پیدا کنی. این یعنی میتوانی نمونهٔ مشابه مفهومهایی را که توضیح میدهم، تا حدی در حوزهٔ خودت پیدا کنی. دلیل اینکه این کتاب را کاملاً تعمیمپذیر و مستقل از حرفه نکردم این است که حالوهوایش را از دست میداد. من برنامهنویسم و چیزهای زیادی دربارهٔ حرفهام میدانم. تعمیمپذیرکردن کل کتاب و از دست ندادن بعضی نکتهها واقعاً سخت است، مخصوصاً چون بعضی جنبهها و مشکلها واقعاً به حوزههایی مثل برنامهنویسی و ریاضیات محدود میشوند.
بااینحال، تمام تلاشم را کردم که از جزئیات فنی دوری کنم. فقط چند اصطلاح فنی در کتاب هست که در بخش اصطلاحات توضیحشان دادهام. برای خواندن کتاب دانستن همینها کافی است.
سلب مسئولیت
من متخصص هوش مصنوعی نیستم. دانشمند علوم کامپیوتر هم نیستم. و قطعاً هیچ مدرکی در فلسفه ندارم. فقط یک انسانم که زیاد فکر میکند و بهاندازهای فکر منسجم دارد که آنها را روی کاغذ بیاورد. اگر دیدی ادعایی میکنم که حرفهای بهنظر میرسد، فقط به این خاطر است که دربارهاش استدلال کردهام؛ استدلالی که فکر میکنم هرکسی باید بتواند به آن برسد. پام را توی کفشی که اندازهام نیست نمیکنم. پس هرقدر دلت میخواهد قضاوتم کن.
این کتاب را هوش مصنوعی تولید نکرده
تمام خطهای تیرهٔ بلند و کوتاه را خودم گذاشتهام. این کتاب فقط با هوش مصنوعی ویرایش شده است. هیچکدامش از صفر تولید نشده؛ چون چنین چیزی ممکن نبود و باید با تایپکردن میفهمیدم دارم چه فکری میکنم. مجبور بودم فکرهای مختلفم را با دقت به هم وصل کنم تا دوباره گم نشوم. همین کتاب بهتنهایی نشان میدهد چرا نمیتوانستم به هوش مصنوعی اعتماد کنم تا این مقاله را برایم بنویسد.
